هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
152
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
من روزى در بين صحبت ، از او پرسيدم : « در اينجاها ، چيزىكه اسباب تعجّب تو شود ، ديده [ اى ] ؟ » گفت : « در مملكت شما چيزىكه اسباب تعجب من شود ، نيست ؛ جز اينكه رودخانهء بزرگى مثل رود سن از وسط شهر شما مىگذرد ، و شما از بس احمق هستيد ، براى رفع عطش به ميخانهها رفته ، شراب مىخريد و مىنوشيد ، در صورتىكه از اين آب سرد گوارا مىتوانيد مفت بنوشيد . » [ كوه سربال ] كوه سربال كه از دور پيداست ، از ساير جبال بالنّسبه عظيمتر و قشنگتر است . در اعماق درههاى اين كوه ، اقسام « نباتات » و « بوتهها » روييده و سبز است و طيور كوچك سياهرنگ در ميان آن علفها ، از اين بوته به آن بوته مىپرند و نغمه سرايى مىنمايند . وقتىكه ما به يكى از اين درهها نزديك شديم ، از دامنهء كوهى كه در جنب اين دره بود ، صداى عوعوى سگ شنيديم و معيّن است كه اين حيوان با انسان مأنوس مىباشد ؛ و صدا و وجود او ، در هرجا ، دليل وجود انسان است . اوازى فيران همان رفى ديم است كه در تورات ضبط شده ؛ و اين همان جايى است كه يوشع بن نون با عمالقه جنگيده [ و ] آنها را شكست داد . و اين اوازى فيران ، از نقاط شبهجزيرهء سينا باصفاتر و بهتر است . باغات بسيار بزرگ ديواردار [ و ] خانههايى كه با چوب درخت خرما ساخته شده ، نخل و ساير اشجار ميوهدار و اقسام بقولات دارد . اين باغات و اين آبادى را اعراب الحسوه مىنامند . از باغات تا بيوتات اعراب ، تقريبا 1000 ذرع مسافت است . آب باغات از چاه است ، امّا آنجا كه مساكن اعراب است ، چشمهء آب جارى دارد . چادر ما را در كنار چشمه زدند . سطح چشمه را نيلوفر فراگرفته است . همينكه ما وارد چادر شديم ، اعراب به ديدن ما آمدند . من در زير سايهء نخلى روزنامه خود را مىنويسم .